(سلام به بازدید کننده گان عزیز!
طنز گونهء زیرین به زبان عامیانه و آنهم لهجهء کمی غیر مودبانه نوشته شده است. بیشتر هموطنانم از این متن مفهوم خواهند گرفت ، امید دارم برایم پیام بگذارید و از کاستی هایم برایم بگویید.)
اختلاط شخبروت همرای خلیفهء مکروبستان
"خواننده های نر و ماده و ... سلامالیکم!
پیش پریروز یک اختلاط مبایلکی ره کتی خلیفه پریزدنت سُر کدم . همی خلیفه "مکروبستانه" میگم ، نی! اگر چی خلیفه کتی خلیفهِ کلان کدام سُر و پُس داشت خو بازم زنگ مره نماند که مس شوه. مه میگم خدایم د میدان سه پته بازی نشرمانیش:"
بعلی ؛ خلیفه جان مانده نباشی!
- الو ؛ شکریا ، مهربانیا!
خرابته نبینم ، چی دم داری ؟ گفتم یک خبرته بگیرم و یک مشوره بگیرم ازت!
- فرمایی جی ، می بهت بهت ماندا و زلا هو ، توم فهمیدا باشیا کی یی دوری انتخابات کمتر از کودتای او دورا نبودا هو وآ.
مام از همی خاطر کریدت خوده سرت خرابات کدم ، نی ! که بفامم حالی در یی شروع انتخابات تو ، چرا طرفای ما زدن و کندن زیاد شده؟
- بایی جان ! توم شاید خبر نداری کی خلیفه های شما قسم یاد کرتا بودندا کی در اپنی انتخابات جنجال پیدا می کنن باز ، می اونها را مصروف کرتا کی سرشان به کار خودشان خم باشا هو وآ ، ها ها ها...
هو خلیفه ، تو خو زدی ترنگ ما ره بیسُر ساختی . خی ای کاره که کدی چرا باز چار تا بیچاره ره که پشت نان پیدا کدن برآمده بودند زدی، همی نفرای پولیس و اردو ره میگم ، نی؟؟؟
- یی تقصیر میری نهی ، قسم هی کی یی کار از طرف جناب خلیفه کلان شدا هو وآ ، زدن می کرو اور فرمایش خلیفه کرتی هویی کی کیها ره زدن کنا اور کیها ره زدن نه کنا هو وآ.
حالی تو نفامیدی که او چرا فرمایش زدن اینا ره برت داد؟
- یی ی ی خان بایی ! تو در کار های کلانا غرض نگیرا ، می برایت همین قدر گفتا هو وآ کی اونا بدرد بخور نبودا هو وآ یعنی اونا کته شده دسترخوان "پیمان ورسا" بودا و حالی خو می فهمیا کی "ناتو".... هو هو هو
چرا ایقه سلفه میکنی اگه سینه و بغل شدی کمی زوف و ملنگان بخو ، جور میشی! خی حالی تا کی زده میرین ، هه؟
- تا که احمقا در جهانا استا هو وآ.
گپای شنگ دار می زنی ، یی چی مانا میته ، خلیفه؟
- توم هر گپا را تفسیرا می خواهیا ، یعنی تا که انتحار گرا در دنیا باشا ...
گمشکو برم سچ و پوست کنده بگو که ما چی کنیم – بیرون میرون بر آییم یا نی ، که زده مّده نشیم؟
- الو ، الو ، .......... تونگ" !
بعلی ، بلی ، او بگیل خو سکلاند تماسه .... مرم شخبروت میگن باز کتیش کار دارم ، فامیدی...!
|
+| نوشته شده توسط
محمد مبین سیرت در سه شنبه هفدهم مهر 1386
|